top
امام على عليه‏ السلام : خوش‏گمانى، مايه آسايش قلب و سلامت دين است. (تصنیف غررالحكم و دررالکلم،ص253)


گالری عکس



در اين وب
در كل اينترنت


سایتهای مفید
مقام معظم رهبری
وزارت کشور
خبرگزاری فارس
خبرگزاری قرآنی ایران
وبگاه علی رضا نادری
مهدی نادری
خبرگزاری انتخاب
شهر خبر
روزنامه جام جم
افکار نیوز
جوان
اعتدال
ملیت
عصر ایران
سمنا
صاحب نیوز
جهان نیوز
مشرق
اصفهان بیدار
سپاه نیوز
وزارت امور خارجه
دانشجو
خبرگزاری مهر
ایسنا
آفتاب
تابناک
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
بنیاد تاریخ پژوهی ودانشنامه انقلاب
مرکز مطالعات خلیج فارس
دفاع مقدس
مجلس شورای اسلامی
تدبیر و امید .....
شورای نگهبان
پایگاه اطلاع رسانی شهرستان سمیرم
اندیشه های سیاسی
پایگاه تاریخ معاصر ایران
هوا شناسی سمیرم
amar
افـراد آنلاین : 15
بازدید امروز : 17
بازدیــــد کل : 555017
line
عنوان مطلب : چرا حضرت علی (ع) مخلوقات را عيال خدا معرفي مي كند؟

نهج البلاغه، خطبه 91: «عياله الخلائق، ضمن ارزاقهم و قدر اقواتهم،و نهج ‏سبيل الراغبين اليه و الطالبين مالديه»؛ (خلائق مانند عيال اويند، روزى آنان را تضمين، و توشه ‏هاى آنان رامقدر فرموده است و راه مشتاقان ديدارش را و جويندگان الطافش را هموارنموده است.) 

خطبه 91 نهج البلاغه كه به خطبه اشباح معروف است از خطبه ‏هاى درخشان ‏حضرت اميرالمومنين (ع) مى ‏باشد. مسعدة بن صدقه از امام صادق(ع) نقل مي كند، امير مؤمنان(ع) اين خطبه را بر منبر كوفه به اين جهت ايراد كرد كه ‏شخصى از امام خواست ‏خدا را آنچنان برايش توصيف كند كه گويا اورا با چشم مى ‏بيند تا بر معرفتش افزوده گردد. امام(ع) از اين سخن ‏غضبناك شد و اعلام كرد همه حاضر شوند، مسجد پر از جمعيت ‏شد امام ‏عليه السلام بر منبر قرار گرفت در حالى كه غضبناك بود و رنگش متغير و در چنين حالتي اين خطبه را ايراد فرمودند.

تعبير عيال خدا درباره مخلوقات در احاديث ديگر نيز وارد شده ‏است، مانند: الخلق كلهم عيال الله و احبهم اليه انفعهم لهم؛ (همه مخلوقات مانند عيال خداوندى هستند و محبوب ترين مخلوقات ‏در نزد خدا سودمند ترين آنان به آن خلائق مى ‏باشد) 

در كاربرد كلمه عيال در رابطه انسان با خدا، دو نكته بسيار مهم نهفته است:

1. بيان كننده محبت ‏خداوند نسبت به مخلوقات است.

چنانكه در روايات‏ فراوان آمده است، خداوند متعال انسانها را بسيار دوست مي دارد. از آنجمله ‏در دعاهاى معتبر با اين صفات خدا را مي خوانيم: رحمن، رحيم، كريم، غفور، ودود، دائم الفضل، محسن، ستار العيوب، مجيب، مغيث (پناه دهنده) ، عطوف، تواب، عفو، (عفو كننده) ، مونس، جواد، شفيق، رفيق، كاشف الضر (بر طرف كننده ضرر) مفرج، (نجات دهنده) معين، صريخ(دادرس) ، لطيف،شكور... 

بايد توجه داشت كه مقصود از محبت و وداد و مهر خداوندى بر انسانها، علاقه و رغبت عاطفى طبيعى كه ميان انسانها با يكديگر وجود دارد، نمي باشد، بلكه مفاهيمى خيلى بالاتر از آن است كه ما انسانها به يكديگر ابراز مي كنيم. 

براى درك اجمالى اين معنى، مي توانيم درجات بسيار متفاوت محبت در ميان مردم را مورد بررسى قرار بدهيم. مثلا گاهي محبتى ميان دو نفر انسان ‏بوجود مي آيد كه به تازگى با يكديگر الفت پيدا كرده ‏اند و هنوز از انگيزه‏ هاى‏ محبت در يكديگر اطلاعى ندارند. اين محبت ممكن است معلول اندكى از مال باشد كه يكى از آن دو به ديگرى بخشيده است. در ميان مادران وكودكانشان، و پدران و فرزندانشان و برادرها و خواهرها و همچنين همسران ‏با يكديگر، انواعى از محبت‏ ها ديده مي شود كه نه از نظر هويت و نه از نظر خواص‏ قابل مقايسه با هم نمي باشند، با اين حال همه آنها در كلماتى مانند علاقه، محبت، وداد و از اين قبيل گنجانده مي شوند.

اكنون بپردازيم به بيان محبت معقول‏ و والا كه متاسفانه بسيار اندك ديده مي شود. مقصود از اين محبت، آن انجذاب ‏و خواستن است كه پس از شناخت ‏حقيقت محبوب و آثار وجودى و ارزش‏ هاى ‏آن پديدار مي گردد. جاى ترديد نيست كه هيچ انسانى توانائى شناسائى كامل و همه جانبه ‏محبوب خود را ندارد و نمي تواند داشته باشد، تا محبت او از اين شرط اساسى ‏برخوردار گردد. بنابر اين هيچ محبتى از مردم به مردم در هر وضع و موقعيتى ‏كه باشند، به درجه اعلا و كامل نخواهد رسيد حتى در عشق ‏هاى مجازى، اگر-چه كيفيت محبت و علاقه به منتها درجه شدت مي رسد، ولى بدان جهت كه از شرط‏ اساسى مزبور بر خوردار نيست و نيز معشوق در معرض تغير و دگرگونى است، محبت ‏به درجه معقول و والا نمي رسد. بنابر اين فقط محبت ‏خدا بر مخلوقات‏ خويش است كه اصيل و مبنى بر تمام واقعيت آنها است. 

2. تشويق و تحريك انسان ها به دوست داشتن يكديگر است

زيرا خصومت‏ بدون علت و مجوز با انسان ها، در حقيقت ‏خصومت ‏با مخلوقاتى است ‏كه مورد مهر خداوندى مي باشند،حتى بي طرفى و بى اعتنائى به انسانها نيز مطابق ‏آنچه كه گفته شد: «انسان‏ها مورد مهر خداوندى هستند» انحراف از جاده‏ حقيقت است.

امير المؤمنين (ع) در جمله بعدى مي فرمايد: «روزى مخلوقات ‏را تضمين و توشه ‏هاى آنان را مقدر فرموده است‏» سپس مي فرمايد: «و راه ‏مشتاقان ديدارش را و جويندگان الطافش را هموار فرموده است‏» ‏اگر خداوند راهى براى يافتن توفيق ديدارش هموار نمي كرد، اشتياق ديدار و جستجوى خود را در دل‏هاى انسانها شعله ‏ور نمي ساخت. براستى در اين زندگانى، آن كسانى كه نكته اخير را نمي دانند يا مي دانند و به آن اهميت نمي دهند، چگونه مي انديشند؟!

منبع:

نهج البلاغه، خطبه 91.

شرح نهج البلاغه، آيت الله مكارم شيرازي.

شرح نهج البلاغه، علامه جعفري.



ارسال نظر : (نظر شما پس از تایید مدیریت سایت نمایش داده خواهد شد.)
نام نام خانوادگی :

متن نظر :


   
نظرات سایر کاربران :

نظری وجود ندارد.
btm