top
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
امام حسين عليه السلام : هر كس فكرش به جايى نرسد و راه تدبير بر او بسته شود، كليدش مداراست.(بحارالأنوار، ج75، ص128)


گالری عکس
سایتهای مفید
مقام معظم رهبری
وزارت کشور
خبرگزاری فارس
خبرگزاری قرآنی ایران
وبگاه علی رضا نادری
مهدی نادری
خبرگزاری انتخاب
شهر خبر
روزنامه جام جم
افکار نیوز
جوان
اعتدال
ملیت
عصر ایران
سمنا
صاحب نیوز
جهان نیوز
مشرق
سپاه نیوز
وزارت امور خارجه
دانشجو
خبرگزاری مهر
ایسنا
آفتاب
تابناک
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
بنیاد تاریخ پژوهی ودانشنامه انقلاب
مرکز مطالعات خلیج فارس
دفاع مقدس
تدبیر و امید .....
شورای نگهبان
اندیشه های سیاسی
پایگاه تاریخ معاصر ایران
هوا شناسی سمیرم
خبرگزاري پليس
amar
افـراد آنلاین : 27
بازدید امروز : 175
بازدیــــد کل : 635580
line
عنوان مطلب : آيا در روز قيامت نسبتهاي خانوادگي از بين مي رود؟

سوره مومنون، آيه 101: («فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ»)

مراد از نفخه در آيه فوق، نفخه دوم صور است كه در آن همه مردگان زنده مى ‏شوند، نه نفحه اول كه زندگان در آن مى‏ ميرند، چون نبودن نسبتها، پرسش و پاسخ، سنگينى و سبكي ميزان و ساير جزئيات همه از آثار نفخه دوم است.

اما در جمله‏ («فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ») با نفي اصل انساب، آثار نسبتهاي خانوادگي را نفى كرده و اين بدانمعني نيست كه واقعا در آن روز نسبت ها نباشد (زيرا انساب چيزى نيست كه به كلى از بين برود)، بلكه مراد اين است كه در آن روز انساب خاصيتى ندارد، زيرا در دنيا كه انساب محفوظ و معتبر است، به خاطر علقه هاي خانوادگي و حوايج دنيوى است. اين خاصيت زندگى اجتماعى دنيا است كه ما را ناگزير مى‏ سازد تا خانواده و اجتماعى تاسيس كنيم. و وقتى اين كار را كرديم، باز مجبور مى‏ شويم عواطف طرفينى، و تعاون و تعاضد و ساير اسباب را كه مايه دوام حيات دنيوى است معتبر بشماريم؛ آن كه فرزند خانواده است به وظايفى ملتزم مى‏ شود، و آن كه پدر و يا مادر خانواده است به وظايفى ديگر ملتزم مى‏ گردد.

ولى روز قيامت كه ظرف پاداش عمل است، ديگر نه فعلى هست، نه التزام به فعلى. در آن ظرف همه اسباب كه يكى از آنها انساب است از كار مى‏ افتد و ديگر انساب اثر و خاصيتى ندارد. جمله  («وَ لا يَتَساءَلُونَ«) نيز روشن ‏ترين آثار انساب را يادآور شده، و آن احوال پرسى ميان دو نفر است كه با هم نسبت دارند، چون در دنيا به خاطر عواطف خانوادگي و ساير احتياجاتي كه در جلب منافع و رفع مضار به يكديگر داشتند، وقتى به هم مى ‏رسيدند احوال يكديگر را مى‏ پرسيدند، ولى در روز قيامت، بخاطر هولناكي آن شرائط، ديگر كسى احوال كسى را نمى‏ پرسد.

اگر گفته شود كه اين معنا با آيات ديگر كه سوال و جواب را اثبات مى‏ كند منافات دارد، مانند آيه‏ («وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ يَتَساءَلُون»)[1] در پاسخ مى‏ گوييم: منافاتي ميان اين دو نيست، زيرا اين آيه مربوط به تسائل (پرسش و پاسخ) اهل بهشت بعد از ورود به بهشت، و تسائل اهل جهنم بعد از ورود به جهنم است، در حالي كه آيه مورد بحث مربوط به لحظات ابتدايي قيامت پس از نفخه دوم و شرائط سنگين حساب و كتاب است و تسائل اهل محشر را در آن هنگام نفى مى ‏كند.


پي نوشت:

[1] سوره صافات، آيه27.
ترجمه تفسير الميزان، ج‏15،ص 98.  



ارسال نظر : (نظر شما پس از تایید مدیریت سایت نمایش داده خواهد شد.)
نام نام خانوادگی :

متن نظر :


   
نظرات سایر کاربران :

نظری وجود ندارد.
btm