top
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله: كشته شدن حسين علیه السلام چنان داغى در دل مؤمنان است كه هرگز سرد نشود. (مستدرك الوسائل و مستنبط المسایل ج 10 ، ص 318)


گالری عکس
سایتهای مفید
مقام معظم رهبری
وزارت کشور
خبرگزاری فارس
خبرگزاری قرآنی ایران
وبگاه علی رضا نادری
مهدی نادری
خبرگزاری انتخاب
شهر خبر
روزنامه جام جم
افکار نیوز
جوان
اعتدال
ملیت
عصر ایران
سمنا
صاحب نیوز
جهان نیوز
مشرق
سپاه نیوز
وزارت امور خارجه
دانشجو
خبرگزاری مهر
ایسنا
آفتاب
تابناک
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
بنیاد تاریخ پژوهی ودانشنامه انقلاب
مرکز مطالعات خلیج فارس
دفاع مقدس
تدبیر و امید .....
شورای نگهبان
اندیشه های سیاسی
پایگاه تاریخ معاصر ایران
هوا شناسی سمیرم
خبرگزاري پليس
amar
افـراد آنلاین : 14
بازدید امروز : 308
بازدیــــد کل : 689960
line
عنوان مطلب : غدیر برای تشیع به حدی مهم است که ائمه علیهم السلام به اصحابشان سفارش اکید می‌فرمودند که از زیارت مسجد غدیر غفلت نکنند

سخن از غدیر است، و از قدر دریایی که در غدیر، بر تمامی سرزمین های تفته و خسته، جاری شد و در دل کویر، گلبوته ها رویانید، و باور سرخ خاک را تا سبزنای افلاک، وسعت بخشید. در غدیر، خطّ روشن رسالت نبوی به طغرای ولایت علوی کمال یافت و اسلام، دین برگزیده خدا گردید: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا: امروز دینتان را کامل و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و رضا دادم که آئینتان، اسلام باشد. غدیر، روز تجلّی توحید و نبوت محمد(ص)؛ ولایت علی(ع) است و ذکر دوازده معصوم(ع).

اهمیت غدیر برای تشیع به حدی است که ائمه علیهم السلام به اصحابشان سفارش اکید می‌فرمودند که از زیارت مسجد غدیر غفلت نکنند. امام حسین علیه السلام در مسیر مکه به کربلا توقفی در غدیر داشتند. امام باقر و امام صادق علیهماالسلام به مسجد غدیر آمدند و جای جایِ مراسم غدیر را برای اصحابشان تشریح کردند. محدثان و علمای بزرگ نیز در غدیر حضور می یافتند و ادای احترام می‌کردند. علی بن مَهْزِیار اهوازی (قرن سوم) در سفر حج خود به مسجد غدیر آمده است.

در کلام شیخ طوسی (قرن ششم) و ابن حَمزه (قرن هفتم) و شهید اول و علامه حلی (قرن هشتم) از مسجد غدیر یاد شده که بر باقی بودن آثار آن در زمانشان دلالت دارد. سید حیدر کاظمی در سال 1250 ق از وجود آن خبر داده. در آن روز مسیر رفت و آمد از غدیر فاصله داشته ولی مسجد آن مشهور بوده است. محدث نوری نیز از وجود آن در سال 1300 ق خبر داده و شخصا در آن حضور یافته و اعمال آن را به جا آورده است.

منطقه غدیر خم در مسیر سیلاب هایی واقع شده که پس از عبور از غدیر به «جُحْفه» می رسد و سپس تا دریای سُرخ ادامه پیدا می کند و آب سیل ها را به دریا می ریزد. چنین مسیرهایی را به زبان عربی «وادی» می گویند. وادی جُحْفِه مسیر سیلی است که به دریا می ریزد. در این مسیر آبگیری طبیعی به وجود آمده که پس از عبور سیل، آب های باقیمانده در آن جمع می شود. به چنین گودال ها و آبگیرهایی در عربی غدیر می گویند.عصمت، حجیّت و خلافت عترت، سه پیام واضح غدیر

در مناطق مختلف غدیرهای زیادی در مسیر سیل ها وجود دارد که با نام گذاری از یکدیگر شناخته می شوند. این غدیر هم برای شناخته شدن از غدیرهای دیگر، به نام «خم» نامگذاری شده است. نام غدیر خم در طول چهارده قرن تغییر نیافته و در کتاب های جغرافیایی و تاریخی و لغتِ مربوط به قرون مختلف همین نام را برای این مکان معین می بینیم که موقعیت دقیق آن را تعیین کرده اند و فواصل آن را از چهار جهت مشخص کرده اند.

گاه از یک منطقه جغرافیایی به مناسبت‌های مختلف با نام‌های متفاوت یاد می‌کنند. از غدیرخم هم در تاریخ با نام‌های مختلفی یاد شده است. در مواردی با نام «جُحْفه» از آن یاد شده؛ بدان مناسبت که غدیر خم در وادی جحفه قرار دارد. در مواردی «خَرّار» گفته شده که نام مسیل غدیر تا جحفه است که سیل را به آن جا می ریزد.

واقعه غدیرکه در ذی الحجه سال دهم هجری، هنگام بازگشت رسول خدا(ص) از حج اتفاق افتاد، حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوّت حکایت می کند. غدیر نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است. آری غدیر یک سرزمین نیست، چشمه ای است که تا پایان هستی می‌جوشد، کوثری است که فنا برنمی‌دارد، افقی است بی‌کرانه و خورشیدی است عالمتاب.

در غدیر،عترت، همتای قرآن معرفی می شود: إنّی تارِک فیکُم الثَّقَلَینِ کِتابَ اللّهِ وَ عِترَتی، و این دو همتای وزین تا همیشه، جدایی ناپذیرند: لَن یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الحَوضَ.

پس عترت بسان قرآن است و اوصاف قرآنی دارد. اگر قرآن خود را«نور»، «هادی»، «بَیان»، «تِبیان»، «شِفاء»، «حَقّ» و… وصف کرده، عترت نیز چنین خواهد بود، چرا که نور و ظلمت، هادی و مضل، شفاء و درد، حق و باطل، بیان و ابهام همتای هم نیستند، تنها نور با نور، حق با حق، شفاء با شفاء، و… می‌توانند دو ثقل جدایی ناپذیر باشند، و این یعنی عصمت عترت، یعنی حجیّت کلام، فعل و تقریر آنان.

زیرا آنچه نور است، ظلمت را در آن راهی نیست، و آنچه حق است، از باطل به دور است، و هادی، از اضلال مبرا است، و بیان و تبیان، مجمل نیست تا روشنگر بخواهد و این یعنی عصمت و حجیت سنّت آنان.«فَماذا بَعدَالحَقِّ اَلاَّ الضَّلال».

در غدیر، عترت به مقام مولایی و جانشینی رسول الله(ص) برمی‌نشیند. رسول صلا می‌دهد: اَیُّهاالنّاسُ مَن اَولی بِالمُؤمِنینَ مِن اَنفَسِهِم؟ امّت پاسخ را به خدا و رسول وامی گذارد و پیامبر(ص) می‌فرماید: اِنَّ اللّهَ مَولای وَ اَنَا مَولَی المُؤمِنینَ وَ اَنَا اَولی بِهِم مِنَ اَنفُسِهِم.

مسلمانان به مولایی و اولویت رسول اعتراف می‌کنند و ایشان این منصب را به جانشین خود وامی‌گذارد و می‌گوید: فَمَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیّ مَولاهُ.

مولی بودن علی(ع) بر مولی و اولی بودن پیامبر(ص) مترتب می گردد، حال معنای مولی چه می تواند باشد؟ آیا علی پسرعم پیامبر است؟ آیا علی همسایه رسول الله است؟ آیا علی ناصر و یاور رسول خدا است؟ و آیا…؟ مگر می‌توان این معانی را بر مولی و اولی مترتب ساخت؟ مگر این معانی شایسته تبریک است و به گفتن بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یَابنَ اَبِی طالِبٍ اَصبَحتَ وَاَمْسَیْتَ مَولایَ وَ مَولی کُلِّ مُؤمِن وَ مُؤمِنَةِ سزاوار؟ مگر تبریک را برای امری حادث و نو ابراز نمی‌کنند؟

مگر علی از آن زمان که ازمادر زاده شد، پسرعم رسول نبود؟ و مگر وی در مکه و مدینه، پیش از هجرت و پس از آن یاور و ناصر و همراه رسول خدا نبود؟ چه واقعه تازه ایی اتفاق افتاده که صحابه زبان به تبریک گشودند؟ آیا این چیزی جز نصب علی به جانشینی است؟

هم از این روست که رسول الله(ص) دست به دعا برمی‌دارد: اَللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَ اَحِبَّ مَن اَحَبَّهُ وَ اَبغِض مَن اَبغَضَهُ وَانصُر مَن نَصَرَهُ، وَاخذلْ مَن خَذَلَهُ.

این بود پیام غدیر: عصمتِ عترت، حجّیت سنّت عترت، جانشینی و خلافت عترت.

چکیده سخن، آنکه غدیر، اوج ابلاغ ولایت است که آیه اکمال در شأن آن فرود آمد و امام علی(ع) در خطبه غدیریه بدان استناد جُست، و برای ماندگاری آن در جان و دل مسلمانان، آداب شرعی و دینی برایش منظور گشت.



ارسال نظر : (نظر شما پس از تایید مدیریت سایت نمایش داده خواهد شد.)
نام نام خانوادگی :

متن نظر :


   
نظرات سایر کاربران :

نظری وجود ندارد.
btm